خصوصيات تزئينات كل مجموعه مسعوديه:
تزئينات اين مجموعه بيشتر در ارتباط با تزئينات دااخل و خارج ساختمان مي باشد. كه از آن جمله مي توان به آجر چينهاي خارج از ساختمان، در نماي بيروني، گچبريهاي انجام شده در داخل ايونها، گلويي اتاقها و ازاره هاي سنگي اشاره كرد. همچنين براي تنوع بخشيدن به تزئينات خارج ساختمان و بيان تشريفات، از كاشي هاي هفت رنگ با طرح غلامان و ملازمان آماده به خدمت در حاشيه هايي با گل و بته آميخته گشته تا تابلوهايي از كاشي را با حس و حال استاد نقاش در گذر زمان نشان دهد.
اساس اين تزئينات بر دو نوع است كه جزء معماري است و سنگهاي ازاره و درهاي معرق و منبت كاري شده و ارسي ها و سقفهاي چوبي و نرده ها و ستونها و نوع ديگر كه تزئينات اندود شده و آرايشي مثل كاشي ها و گچبريها و نقاشي هاي ديواري را شامل مي شود.
در خصوص نقوش گلدانها و سفالينه هاي لعابدار نقش برجسته در طرحهاي كاشي ها مي توان گفت تاثير اروپائيان نقش بسزايي داشته است. در اين مجموعه نيز مثل ساير بناهاي فاجار علاقه به منظره پردازي و سبكهاي شهرسازي و نيز عناصر خاص معماري كه شاخص آن تزئين پنجره ها، بامهاي شيبدار و بعضي از عناصر نئوكلاسيك ديده مي شود.
اگر طرحهاي تزئيني مجموعه را از نظر طرحهاي ترسيمي بررسي كنيم مي بينيم كه به جزء تزئينات سنگهاي ازاره نماي شمالي ديوانخانه و طرحهاي كاشي و مقرنس هاي نماي سردر پياده رو كه هندسي مي باشد، ميزان طرحهاي اسليمي نسبت به نقوش ديگر برتري دارد.
در نماي ايوان سفره خانه نقش هاي اجراء شده اكثراٌ طرحهاي كارت پستالهاي غربي است كه نشانگر تغيير در نوع آراستن چهره و پوشش زنان و مردان قاجار است كه گوياي موج تاثيرات فرهنگي در زندگي ايرانيان آن زمان مي باشد.
با توجه به پلانها و نماها و تصاوير مي توان دريافت حتي پس از چندين بار تغيير، هنوز گچبريها بيشترين سهم را در تزئين اين مجموعه داشته و دارند. زيباترين فرمهاي گچبري و پيچ و تابهاي اسليمي و كنگريها در نماي ايوانهاي مشيرالملكي و سفره خانه به صورت شاهكار نمايان است اين گويايي نقوش در انتهاي آكس اين مجموعه در نماي ورودي ديوانخانه نيز به وضوح ديده مي شود.
از ويژگيهاي نقوش تزئينات در اين مجموعه تقارن و تكرار در متيف هاي گياهي، هندسي، حيواني مي باشد و همچنين مفاد تزئينات در قاب زمينه با رنگ مشخص است. در خصوص تزئينات داخلي بايد گفت بيشترين نوع تزئين در اين بخش، گچبريهاي نيم برجسته مي باشد كه از اصل مهم زيبا شناسي در طرحها يعني تناسب 1/1 سود جسته است. در اين بخش سقفها با چوبي از چنار به روش برش چفت و بست شدن در داخل يكديگر بنا شده و قسمت نماي داخلي و نورگير اين فضاها را آلت چيني ارسي ها و شيشه هاي رنگي آنها كه انعكاس نور خورشيد را نمايان مي سازد، زينت مي بخشد.
گچبري:
تزئينات گچبري در كل اين مجموعه هم در فضاهاي داخلي و هم خارجي به وفور يافت مي شود. در بيرون در ساختن نما علاوه بر قابها و حاشيه ها در برخي نقاط سطوح گسترده را هم مي پوشاند . در درون فضاها نيز علاوه بر سطح گلويي ها سطوح گسترده بعضي از سقفها بخصوص در زيرزمين مشير الملكي گچبري مي باشد. گونه ديگري از گچبر ي در اين مجموعه سر ستونهاست كه به صورت برگ كنگري اجراء شده است. كه نمونه اين ستونها را در عمارت سيد جوادي مي توان ديد.
در گچبري نماهاي خارجي و فضاها تنوع رنگ فقط در زمينه قابها ديده مي شود اما اين خصيصه تنوع رنگي در داخل فضا بخصوص در عمارت حاج سيد جوادي به سبك خاص كه از رنگها لاجورد ، قرمز لاكي، زرد، بنفش و … با قابهاي طلايي اجراء شده است
چوب:
در اين مجموعه به صورت تزئينات وابسته به معماري، بيشتر نمايان است. سطوح گسترده سقفها در طبقات اول عمدتاًٌ پوشيده از چوب است كه بيشتر در تزئينات داخل نمايان است.
تزئينات چوبي در گلويي زيرزمين عمارت سيد جوادي از چوب چنار بوده كه اين تزئينات با چوب تبريزي قاب گرفته شده اند.
در ساخت تزئينات ارسي ها در اين مجموعه از چوب چنار استفاده شده است. بيشترين كاربري چوب در كل اين مجموعه در كنار شيشه هاي رنگي ارسي ها بوده كه بوجود آورنده يكي از شاخص هاي دوره قاجار يعني دو دري، سه دري و پنج دري ها كه همزمان فضاهاي بيروني و دروني را زينت مي بخشيده است.
كاشي كاري:
تزئينات كاشي در اين مجموعه علاوه بر قابهاي كوچك و بزرگ مستقل در نماها بصورت كفپوش فرش ايوانها ديده مي شود كه طرح اين كف فرشها بصورت تكرار يك نقش در كل سطح كف مي باشد.
طرحهاي زمينه كاشي در زمينه در نماهاي بيروني عمدتاٌ معرق با نقوش هندسي و در درون فضاها گل و بته و ملازمان و غلامان مي باشد. در اين تابلوها مي توان نوآوري استاد فن را كه آميزه اي از سبكهاي اروپايي در حاشيه سازي و مينياتور ايراني را در چهره سازي تابلوها مشاهده كرد. همچنين استفاده از رنگهاي زرد و قرمز كه مشخصه معماري ايراني و اسلامي است، را ندارد، زيرا هم در حاشيه تابلوها و هم در فرم قرار گرفتن تابلوها سعي كرده تا از تكرار موتيف هاي ساده و تقارن در محل قرار گرفتن تابلو استفاده كند. در رنگ تزئينات كاشي اين مجموعه از رنگهاي لاجورد ، قزمز، بنفش، سبز، فيروزه اي، زرد، سياه، بادمجاني و اكليلي و… استفاده شده است.
سنگ:
سنگهاي ايوان سيد جوادي در گذشته به علت اينكه سطح حياط در اثر تخريب فضاهاي ارتباطي با عمارت حوضخانه، پر شده و هم سطح حياط مركزي شده بود، در زير خاك مدفون و مورد هجوم رطوبت ناشي از باغچه ها و رطوبت محلي خاك قرار گرفته اند. در نتيجه فرسايش لايه لايه اي و پودر شدن سطحي سنگها، مرمتگران را بر آن داشت كه سنگهاي ازاره ايوان ( نماي جنوبي ) را به طور كلي تعويض كنند و از مرمت موضعي بپرهيزند.
در بخش پله ها و ستونهاي مجاور، ستون سمت راستي عملكرد خود را بر روي لوله هاي آنتري پور منتقل كرده و پس از زير سازيها و مرمت سنگها دوباره بار ستون بر روي ازاره و سنگ منتقل شد. پله ها هنوز به حالت خارج از عملكرد اوليه باقي است، تا فرصتي مناسب و پس از كارهاي جانبي به حالت اوليه باز گردد. در قسمت رنگ سقف ايوان و نماي جنوبي هنوز هيچ اقدام مرمتي صورت نگرفته است و در نماي شرقي آجركاريها از آلودگي ها پاكسازي شده و گچبريها لايه برداري شده و كمبود آنها تكميل شده است. پس از تخريب انبار الحاقي كليه سطوح شمالي به حالت اوليه برگشته است و كار گچبري آن به حالت نيمه كاره رها شده است.
پنجره مشبک:
پنجره معمولاٌ برای دادن نور، جریان هوا و رویت مناظر بیرون بدون بر هم زدن خلوت اهل خانه است، در مناطقی که نور خورشید شدید است پنجره باید متناسب با شدت نور ساخته شود.
پنجره های مشبک تعادل بین نور خارج و داخل را ایجاد می کنند. تعادلی که وقتی از داخل نگاه کرده شود جلوی نور شدید آفتاب را می گیرد و مانع خسته شدن چشم در مقابل نور شدید خارج می شود طرحهایی که در ساختن پنجره های مشبک به کار برده می شود اغلب به گونه ای است که نور داخل را تنظیم می کند. پنجره های مشبک نور شدید خارج را پخش کرده و آنرا تعدیل می کنند و وقتی نور بیرون شدید نیست همه آن را به داخل اتاق عبور می دهند. گاهی برای در و پنجره های مشبک شیشه نیز به کار برده می شود.
در نماي جنوبي عمارت حاج سيد جوادي پنجره هاي مشبكي ديده مي شود كه در ساخت آنها از آجرهاي لعابدار فيروزه اي استفاده شده است .
گزارش تغييرات انجام شده در عمارت حاج سيد جوادي طي سالهاي مختلف:
تغييرات انجام شده در نماي حاج سيد جوادي سال 1377:
- تغيير كامل معماري پوشش ايوان و ستونهاي آن.
- تغيير كامل ارسيها و جايگزين كردن آن با پنجره هاي دولتي.
- شيرواني كردن بام و تخريب يكي از بادگيرها.
- تخريب بدنه هاي شرقي و غربي حياط.
- بالا آوردن سطح حياط و تغيير در محوطه سازي حياط.
- تخريب هشتي ورودي بنا از خيابان ملت.
لازم به ذكر است كه اين عمارت براي ساليان دراز مقر وزراي معارف، فرهنگ و آموزش و پرورش بوده است.
عمارت حاج سيد جوادي در سال ( 1377 ش ) بايگاني و دفتر فني مرمت كارگاه مسعوديه بوده است.
تغييرات انجام شده در عمارت حاج سيد جوادي سال 1380:
نظر به اينكه در برنامه مصوب تصميم به حفاظت از اين بنا كه به مدت 75 سال محل استقرار وزراي معارف، فرهنگ و آموزش و پرورش بوده است، برنامه تعميرات در راستاي حفظ الحاقات دوره پهلوي اول كه از نظر تاريخي جايگاه قابل قبولي داشته، حركت كرده است.
- تعميرات نقاشي بدنه در بخش شمالي در جبهه شرقي.
- لايه برداري و تميز كاري قسمتي از گچبريهاي طبقه اول در قسمت داخلي.
- زدودن دوده هاي لمبه كوبي هاي سقف به متراژ 60 متر مربع.
- لايه برداري، مرمت و نصب شيشه دربها و بازشوهاي چوبي ساختمان به صورت جفت .
- مرمت بدنه و نصب مجدد قاب كاشي جبهه شرقي ايوان ( ورودي زير زمين ).
- بازسازي مشبك هاي زير زمين در ايوان جنوبي.
تغييرات انجام شده در عمارت حاج سيد جوادي در 6 ماهه اول سال 1381:
- مرمت نقاشي بدنه ها در اتاق غربي ( قابهاي نقاشي و گچبريها ).
- لايه برداري و تميز كاري گچبريهاي اتاق مركزي و تثبيت قسمتي از آنها ( گچبري جداره ها و شومينه ها ).
- طرح برداري و تحقيقات راجع به تزئينات عمارت حاج سيد جوادي.
- لايه برداري و رنگ زدايي سقف چوبي زيرزمين حدود 7 متر در سالن مركزي.
- تهيه طرح بازسازي سردر عمارت رو به خيابان ملت.
- تهيه طرح بازسازي ساختمان حذف شده يك طبقه پيراموني بين عمارت سيد جوادي و مشيرالملكي.
تغييرات انجام شده درحياط و عمارت حاج سيد جوادي در سال 1381:
خاكبرداري از حياط تا رسيدن به كف اصلي و كشف ازاره هاي سنگي و حوض، مرمت و نصب مجدد پايه ستونهاي سنگي و ازاره ها با اجراي تكنيك خاص و رفع خروج از محور اصلي ستونها، حذف ساختمان الحاقي متصل به عمارت در جبهه شمالي، مرمت گچبريهاي نماي جنوبي، مرمت و بازسازي تمامي بازشوهاي تراز اول، مرمت قسمت عمده اي از تزئينات نقاشي، مرمت شيروانيها و ….
مواردی که در دوره قاجاریه باعث اثر گذاری بر روی کاشیهای این دوره می گردد:
– توسعه روابط با کشورهای غربی و تاثیر پذیری هنر ایران از آنها ( این رابطه از اواخر دوره صفوی آغاز شد. )
– گرایش و شیفتگی شدید پادشاهان و دولتمردان قاجار به هنر و فرهنگ غرب.
– تاثیر پذیری معماری ایران و تزئینات آن از معماری اروپا
– افول کمی و کیفی هنرهای وابسته به معماری ایران و تاثیر پذیری شدید آنها از عناصر هنرهای غربی.
– تغییرات در نقش و رنگ و خوشنویسی … در کاشیکاری این دوره که بعضاٌ متاثر از آثار اروپایی است. شیوه کاشیکاری هفت رنگ تا دوره قاجار ادامه یافت ولی تغییراتی در رنگها و نقوش کاشیها بوجود آمد.
– رنگهای مورد استفاده در کاشیکاری دوره قاجار عبارتند از: زرد، نارنجی، صورتی، قهوه ای و ….
– کتیبه های مورد استفاده در این دوره اغلب از خطوط نستعلیق برای نوشتن کتیبه ها استفاده شده است و به جای آیات قرآن جملاتی در مدح و تمجید شاهان قاجار یا اشعاری از شاعران نوشته می شده است.
– نقوش هندسي و گیاهی با هم به صورت تلفیقی با جزئیات و ریزه کاریها، خیلی شلوغ و پر پیچ و خم دیده می شوند.
– با توجه به تاثیر هنر غرب بر روی هنر قاجار، بیشتر نقوش و جزئیات آن یادآور دوره روکوکو می باشند و تزئینات در این دوره از حالت سادگی و روحانی خارج شده و خیلی شلوغ و با جزئیات فراوان می باشند.
به طور کل می توان گفت در این دوره استفاده از نقوش هندسی گیاهی ویژه هنرهای تزئینی ایرانی تقلیل یافته و بهره گیری از نقوش طبیعی ( رئال )، منظره سازی، طبیعت بی جان و طرحهای تزئینی اروپایی در کاشیکاری دوره قاجار رواج یافته است.
طبقه بندی نقوش به کار رفته در قشر تزئینی کاشی :
1- نقوش هندسی
2- نقوش گیاهی
3- نقوش طبیعی
4- خط نوشته بر روی قشر تزئینی کاشی ها
1- نقوش هندسی:
نقوش هندسی به صورت گره چینی است که با کنار هم قرار دادن دوایر و ترسیم قطرها و وترهای آن، این اشکال بدست می آیند.از نقوش هندسی به وفور در تزئینات کاشیکاری عمارت مسعوديه استفاده شده است ولي در تزئينات نماي عمارت حاج سيد جوادي ديده نمي شود.
نقوش هندسی خود به سه گروه تقسیم می شوند:
الف: نقوش هندسی ساده
ب: نقوش هندسی مرکب و گاه پیچیده
ج: نقوش هندسی ترکیب شده با سایر عناصر تزئینی دیگر مثل اشکال نباتی و خطوط
2- نقوش گیاهی:
غالباٌ نقوش گیاهی به کار برده شده خلاصه شده ای از اشکال مختلف درختان، شاخ و برگ آنها، گیاهان، گلها و پیچک ها است که نظم و تناسب یافته اند و در واقع هنرمند تاثیر پذیر از اشکال موجود در طبیعت و محیط اطراف خود بوده و آنها را در بیشتر موارد دگرگون کرده است و نقوش طبیعی و گیاهی مثل درختان، گیاهان، گلها و برگها در شرایط معمولی بدون شکل منظم ( هندسی) هستند، اما هنرمند در مواردی در ایجاد آنها از فرمهای هندسی کمک گرفته و با استفاده از آنها یک انتظام منطقی و خوشایندی را پدید آورده است. در بین نقوش گیاهی منظم و استیلیزه شده از همه شناخته تر اسلیمی ها ، ختایی ها هستند که با پیچ و تابهای منظم و حرکت و گردش به دور خود در تمامی ابنیه مذهبی و غیر مذهبی با موارد گوناگون از قبیل کاشیها خود نمایی می کنند که نمایانگر حرکت تداومی طبیعت بوده، حالتی پویا و متحرک دارند. در عمارت حاج سيد جوادي از این نمونه نقوش با کاشیهای الوان در بخشهای متفاوت نماي جنوبی استفاده شده است.
نقوش گیاهی خود به چهار گروه قابل تفکیک هستند:
1- گل و بوته و غنچه ها
2- اسلیمی ها: الف- اسلیمی گیاهی. ب- اسلیمی ماری. ج- اسلیمی دهن اژدری
3- ختایی ها
4- پیچکها
3- نقوش طبیعی:
نقوش طبیعی در کاشیهای نماي جنوبی عمارت حاج سيد جوادي با نقوش گل و گلدان ساده دیده می شود.
گلدان با طرح ساده: گلدانها از خلاصگی و استالیزاسیون هنری خاصی برخورداراند که در نوع خود خاص این دوره اند. که خود نوعی بازگشت به گذشته محسوب می شود و خلاصه شدن در فرم دیده می شود که شامل چند شاخه اسلیمی و نهایتاٌ، رسیدن به یک شکوفه است
همچنين براي تنوع بخشيدن به تزئينات خارج ساختمان و بيان تشريفات، از كاشي هاي هفت رنگ با طرح غلامان و ملازمان آماده به خدمت در حاشيه هايي با گل و بته آميخته گشته استفاده شده است.
4- خط نوشته بر روی قشر تزئینی کاشی ها:
کاربرد خط به عنوان یک عنصر تزئینی با رواج اسلام در اکثر بناهای دوران اسلامی گذشته ایران و از جمله دوران صفویه گسترش بیشتر داشته است، صرف نظر از جنبه تزئینی خط، از آن برای رساندن پیامهای تاریخی سیاسی، هنر و مذهبی استفاده شایانی شده است.
در دوره قاجاریه، احادیث از ائمه یا بزرگان و اشعار شاعران و حتی آیات قرآنی به خط نستعلیق نوشته می شد، و خط با رنگ سفید در زمینه آبی همراه با اشکال گل و غنچه در حاشیه کتیبه بکار می رفت. در این موارد از طرحهای اسلیمی فیروزه ای با گلهای زرد، نارنجی، قرمز، قهوه ای، سفید در متن مستطیل آبی پر رنگ استفاده می شد.
بررسی انواع مختلف کاشی از لحاظ طرح و نقش :
کاشیها را از نظر طرح و نقش در 10 گروه می توان قرار داد:
1– کاشی معرق
2- کاشی هفت رنگ
3- کاشی معقلی
4- کاشی زرین فام
5- کاشی بنایی
6- کاشی مهری
7- کاشی پیش بر
8- کاشی زیر نقشی
9- کاشی حمیل
10- کاشی ابرو باد
کاشی هفت رنگ :
از اواخر دوره تیموریه و آغاز دوره صفویه استفاده از نوع دیگری از کاشی معروف به کاشی (( خشتی)) یا (( هفت رنگ )) در تزئین بناهای گوناگون متداول شد.
در اواخر دوره های تیموری و صفویه به تدریج تزئینات کاشی(( هفت رنگ))جایگزین کاشیکاری معرق گردید. تحول و رواج کاشی (( هفت رنگ )) را تا حدودی می توان ناشی از دلایل اقتصادی و سیاسی دانست. با توجه به اهمیت معماری و احداث روز افزون بناهای مذهبی و غیر مذهبی در دوره صفویه معماران بر آن شدند که در تزئین بناهای گوناگون از شیوه تزئینی کاشی (( هفت رنگ )) بهره گیرند. با استفاده از این شیوه هنرمندان قادر خواهند بود :
1- از نظر اقتصادی با هزینه کمتری کاشی مورد نظر را تولید نمایند.
2- از نظر ساخت نسبت به سایر کاشی ها به زمان کمتری نیاز داشتند.
3- بالاخره میدان هنرنمایی برای استادان و نقاشان به نحوی فراهم شد، که توانستند ار محدودیت اشکال هندسی رهایی یافته و مناظر مختلف را روی خشتهای پخته کشیده و به شکل کاشی در آورند.
برای ساخت کاشی (( هفت رنگ )) ابتدا طرحهای مورد نظر را روی کاشی ساده آماده ساخته، و سپس نقشها و نگاره ها را به رنگهای مختلف در آورده و سرانجام لعاب داده و به کوره می برند.
طرح اسلیمی از جمله طرحهای متنوع کاشی هفت رنگ است که هنرمندان دوره صفویه به آن توجه فراوانی داشته اند. این شیوه امکان هماهنگ ساختن با معماری اسلامی را به میزان زیاد فراهم می آورد، که از جمله پوشش گنبدهای مزین به طرح اسلیمی تناسب چشم گیری با اندازه گنبد دارند. کاربرد کاشیکاری (( هفت رنگ )) که از اواخر دوره تیموری در بناهای مختلف معمول گردید، تا دوره قاجاریه ادامه داشت، ولی متاسفانه در دوره متاخر این شیوه تزئین از نظر ساخت، رنگ و لعاب به استثناي چند مورد نادر سیر نزولی پیموده است. رنگهای زرد و نارنجی کم رنگ از جمله رنگهای متداول دوره قاجاریه هستند.
از جنس کاشی گلی بوده و معمولاٌ ابعاد مربع مستطیل را دارد که ابعاد آن معمولاٌ 15*15 و یا 20*20 سانتیمتر می باشد. این نوع از کاشی ابعاد بیش از 25 سانتیمتر ندارد.
نوع كاشيهاي به كار رفته در نماي جنوبي عمارت حاج سيد جوادي از نوع كاشيهاي هفت رنگ مي باشد.
رنگهای به کار رفته در قشر تزئینی کاشیهای عمارت حاج سيد جوادي:
رنگهایی که اکثراٌ در کاشیهای دوره قاجاریه دیده می شود با اندک تغییری از نظر تعداد رنگ، آنها را نیز می توان در دوره های مختلف از هخامنشیان تا صفویان یافت، در اکثر آنها از رنگ زرد استفاده شده است. این که چرا رنگ زرد در دوره قاجار در سطح وسیعی یافت می شود، شاید بتوان به نقش آن در کاربردهای اجتماعی و تحولاتی که در سطح اجتماعی زمان قاجار از سال 1200 تا سال 1343 هجری قمری یعنی در حدود یک قرن و نیم صورت گرفته دانست.
رنگهایی که در دوره صفویه وجود دارد، معمولاٌ رنگهای فیروزه ای، سبز، آبی لاجوردی می باشد. که در حقیقت همان شیوه نگاه به طبیعت و پیرامون خودش می باشد، یعنی هر جا که رنگ دیده می شود، رنگ باید به انسان آرامش داده و انسان را از یک دنیای مادی جدا کرده و به یک دنیای غیر مادی و معنا برساند.در بحث های مبانی، رنگهای آبی، سبز و غیره رنگهایی هستند که در حقیقت از لحاظ روحی به انسان آرامش داده و بر شرایط روحی انسان تاثیر می گذارد، در دوره قاجاریه رنگ دیگر آن آرامش را ندارد و متناسب با فرهنگ این دوره دیده می شود که این رنگها عوض می شوند. در حقیقت این تاثیر تفکری است که روی نقش و رنگ اثر می گذارد. در رنگها آن آرامش و روحانیت رنگهای کاشیهای دوره صفویه کاسته شده و به رنگهای شادتر و زنده تر و مادی تر تبدیل گشته و بیشتر رنگهای زرد و صورتی دیده می شود و طراحی ها، نقش ها و منظره سازیهای دوره قاجار تغییر یافته و مجموعه این آثار تحولی را پدید می آورد که ما تاثیراتش را در همه شئون زندگی می بینیم. در دوره قاجاریه حاکمیت رنگی با رنگهای زرد، قهوه ای، صورتی و قرمز می باشد.
اكسيدهاي رنگ كننده در کاشی:
از آنجا كه شفافيت و براق بودن كاشي بستگي زيادي به لعاب و رنگ دارد. لذا هنرمند سعي مي كند تا با استفاده از انواع اكسيدهاي رنگ كنندهاثار خود را هر چه زيباتر جلوه گر نمايد. هنرمند شفافي و تيرگي كاشي را مي تواند از طريق كنترل در اندازه اكسيدهاي رنگ كننده و درجه حرارت كوره، تنظيم نمايد.در این قسمت به معرفی و چگونگی بدست آمدن رنگهای به کار رفته در قشر تزئینی کاشیهای عمارت حاج سيد جوادي می پردازیم:
رنگهاي خانواده سرخ:
اين رنگها با لعابهاي قليايي مخلوط مي گرديدند و توسط دمگيرهايي از منگنز آميخته و با ماده اي روغني از هم مجزا نگاهداشته مي شدند. در هنگام كوره پزي ماده روغني مي سوخت واز ميان مي رفت و سطحي مات بر جا مي ماند.
رنگهاي خانواده سرخ شامل طيف گسترده اي از قرمز و نارنجی، قهوه اي ـ سوخته و گردويي مي باشد.
رنگهايي مثل صورتي ، قرمز، ارغواني، آب اناري، را از مخلوط شنگرف (اكسيد جيوه) و گوگرد بدست مي آورند. شنگرف را براي داشتن رنگ بهتر و آسانتر شدن كار با گوگرد مخلوط كرده و بكار مي برند.
همچنين براي توليد بيشتر رنگهاي خانواده سرخ مثل حنايي، رنگ قهوه اي روشن ، نارنجی، اكسيد آهن اضافه مي شود. اكسيد آهن يكي از مهمترين اكسيدهاي رنگين مي باشد. اين اكسيد در اغلب مواد معدني مشاهده مي شود.
اگر اكسيد آهن كم باشد رنگ قهوه اي روشن، حنايي، زرد و قرمز توليد مي شود. و اگر زياد باشد شكلاتي يا قهوه اي سوخته بدست مي آيد. همچنين اگر به لعاب سربي اكسيد آهن اضافه شود رنگهاي کرم مخملي، قهوه اي عنابي، قهوه اي سير و گردويي سير بدست مي آيد. در اين نوع لعابها اگر 2 تا 5% اكسيد آهن اضافه شود رنگ عنابي خوشرنگي بدست مي آيد.
رنگ قرمز، ارغواني، حنايي، زرشكي، آب هندوانه، سرخابي چهره اي نيز از شنگرف بوده است. رنگ قرمز پخته را از گل اخري و خون خره و سرنج مي گرفتند كه كم كم آنها متروك شده اند.
رنگهاي خانواده سبز:
از زمانهاي قديم براي بدست آوردن لعاب فيروزه اي و سبز جهت ظروف سفالي از اكسيد مس استفاده مي كردند. ايجاد رنگ فيروزه اي در لعاب قليايي و جهت ايجاد رنگ سبز در لعاب سربي اكسيد مس بكار مي رود.
همچنين گاهي هم از كات كبود يا زنگار براي ايجاد رنگ سبز استفاده مي شده است.
رنگهاي خانواده زرد:
شامل زرد خيلي كمرنگ، ليموئي، گل بهي ، قهوه اي ، شكلاتي است که برای آن از روي سخت يا روي سوخته = راستختك يا آنتيموان استفاده مي كردند معرب راستختك، راستختج است. انتيموان را از ارمنستان مي آوردند ولي بعد از قرون يازدهم و دوازدهم هجري ورود ان منسوخ شد. گاهي زرد از اختلاط سرب و قلع بدست مي آيد
رنگ سفيد:
براي بدست آوردن رنگ سفيد و استفاده از آن براي كمرنگ كردن ساير رنگها از گل سفيد يا «لاو» استفاده مي كردند و اصطلاحاً به رنگهاي بدست آمده رنگهاي لاوي مي گفتند.
همچنين از سفيداب روي سفيد آب سرب و سفيداب پنبه رو (كه از تركيب سفيداب روي و سرب درست مي شد) نيز استفاده مي كردند.
گاهي نيز از اكسيد قلع استفاده مي كرده اند و براي اينكار ابتدا قلع را با سرب مخلوط مي كردند و سپس به ملايمت حرارت مي دادند وآن قدر بهم مي زدند تا با اكسيژن هوا تركيب شده و پودر شود.
رنگهاي خانواده آبي:
(لاجوردي، سرمه اي ، ماستي، آسماني)
جهت ايجاد رنگ لاجوردي در لعاب سازي از اكسيد كبالت استفاده مي شود. اين اكسيد يكي از با ثبات ترين رنگ هاي لعاب است زيرا در هر نوع لعاب و حرارت رنگ آبي را بوجود مي آورد. كربنات كبالت از معمولي ترين انواع اكسيد كبالت است كه به صورت پودر نرم بنفش رنگ است و از قويترين اكسيدها مي باشد.
- 4/1 از يك درصد (1%) اين اكسيد براي بدست آوردن رنگ آبي متوسط كافي است.
- در گذشته اين رنگها كلاً از لاجورد مي گرفته اند. اين عنصر از معدني در دهي نزديك كاشان بنام لاجورد بدست مي آمده است كه بعدها در زمان كريمخان بر اثر زلزله خراب مي شود و از آن تاريخ به بعد كاشيهاي ايران رنگ خوبي ندارند.
- 5/0 از آن براي توليد رنگ آبي
- 1% از آن براي توليد آبي سير
- و بيش از 1% خيلي سير و سپس سياه را بوجود مي آورد.
- همچنين براي ايجاد رنگ قهوه اي از اكسيد منگنز نيز استفاده مي شود همچنين از سفيد اب سرب و سفيد آب روي و قلع رنگهاي قهوه اي سوخته و سياه مي گرفته اند
رنگهاي تركيبي:
- از تركيب اكسيد منگنز + اكسيد مس =< رنگ يشمي
- اكسيد آهن + اكسيد مس =< رنگ مغز پسته اي
- اكسيد كبالت + اكسيد مس =< رنگ فيروزه اي
- اكسيد كبالت + لحابهاي قليايي =< رنگ سرمه اي
- اكسيد کبالت + اكسيد منگنز =< سياه
- كاهش در ميزان منگنز توليد رنگ بنفش مي كند.
- طلا + قلع =< رنگ قرمز + عياري از كبالت =< بنفش
عوامل کلی فرسایش و تخریب تزئینات:
1- عوامل جوی: دمای کم، دمای زیاد، رطوبت، نور زیاد و کم، آلودگی هوا، باران ( بطور کلی نزولات آسمانی ).
2- بلایای طبیعی: سیل، زلزله، طوفان، آتشفشان و آتش سوزی و ….
3- عوامل گیاهی: رویش گیاه در اطراف یا در درون جرزها، وجود ریشه های گیاهان در اطراف بناها و تعریق یا رطوبت ناشی از وجود یا نزدیکی گیاهان.
4- عوامل حیوانی: تخریبهای ناشی از زندگی حیوانات، عبور حیوانات، لانه کردن و وجود حیوانات موذی مانند موریانه در ساختمان.
5- عوامل انسانی: استفاده بیش از حد از بنا باعث فرسایش بنا می شود. برخورد نادرست با بنا که باعث تخریب و فرسایش نا آگاهانه آن می شود، تعمیر نادرست، جنگ و آتش افروزی، تخریب آثار توسط دولتهای مخالف، تغییر ماهیت و کاربری بنا و استفاده نادرست از المانهای موجود در بنا.
6- ضعفهای ساختمانی خود بنا: بدی مصالح به کار برده شده و همچنین، بدی اجرا باعث تخریب بنا در اثر مرور زمان می شود.
علت آسيب در تزئينات عمارت حاج سيد جوادي:
بيشترين عامل فرسودگي تزئينات در اين بنا كه نسبت به بناهاي ديگر جديدتر است و مربوط به دوره پهلوي مي باشد در قسمت تزئينات گچبريها و سنگهاي ازاره ايوان و آجرهاي مشبك نورگير زيرزمين بوده است. در بخش تزئينات گچبري ايوانها عوامل انساني چون نقاشي، رنگ پلاستيك در چندين لايه و همچنين آلودگي هاي محيطي اعم از دوده و آغشته شدن سقفهاي چوبي به اسيدهاي چرب، نمايان است. براي از بين بردن اين مشكلات در اتاق مركزي در تزئينات گچبري، بوسيله آب پاش با محلول تينر اين لايه ها را به سختي برداشته اند اما به مرور زمان براي اين كار به راه حل بهتري رسيده اند و آن استفاده از محلول پريمال مي باشد كه بوسيله قلمو روي گچبريها را آغشته كرده و سپس بوسيله بيستوري بعد از چند لحظه اين لايه قابل برداشت مي باشد.
پس از اتمام كار، يعني برداشت لايه هاي رنگ زائد به اين علت كه اين گچبريها در تزئينات رنگي داراي رنگهاي معدني مي باشد با محلول پريمال ثابت شده اند. در قاب بنديهاي گچبري نقاشي ديواريهاي گوشواره شرقي و غربي كه داراي رنگ طلايي است، پس از برداشت لايه هاي رنگ، رنگهاي اصلي از بين رفته سپس بوسيله آبرنگ احياء و در مجموع قاب بنديها بدليل استفاده از رنگهاي شيميايي با پارالوئيد ثابت شده اند.
در بخش تزئينات چوبي سقفها در گوشواره هاي شرقي و غربي بدليل كوچكي فضا و آلودگي بيش از حد، محلول پيشنهادي براي از بين بردن لايه هاي چربي و دوده تينر بوده است. اما در اتاق مركزي به علت گشادگي فضا و كمي آسيب، همين آلودگي با آب و الكل لايه برداري شده است.
در تزئينات چوبي در زير زمين لايه هاي رنگي ابتدا به ضد رنگ آغشته شده و پس از آن لايه ها به علت كمبود امكانات استادكاران كه نياز به تيغهاي مخصوص مي باشد، با تكه شيشه هاي شكسته تراشيده شده است.
نمونه اقدامات انجام شده در مرمت تزئينات عمارت حاج سيد جوادي:
اقدامات لازم جهت تميز كردن نقاشي هاي روي سطح چوبهاي سقف سالن مركزي:
- نصب داربست با لوله هاي آنتري پوز
- تميز كردن سطوح نقاشي روي چوب با مواد شيميايي و جلاهاي غير قطبي
- تثبيت لايه هاي رنگ بوسيله رزين آكريليك محلول در تينر و استن پرولوئيد B.72 حجم انجام گرفته كه حدود 50 متر مربع در اتاق مركزي بوده است.
مرمت تزئينات گچبري:
داخل ترك را با گوني و چسب چوب و گچ پر كرده و به همان صورت حفظ شده است. از جمله راههاي ديگر جهت پر كردن ترك در گچبري مي توان به اقدامات زير اشاره كرد:
اگر در گچبری ترک داشته باشیم، برای پر کردن ترک می توان از پلی وینیل استات + کازئینات کلسیم ( چسب چوب ) استفاده کرد.
اگر گچبری طبله کرده باشد و مقدار این طبله زیاد باشد، اول پشت این طبله را تمیز می کنند. سپس روی طبله را با پارالوئید می کشند ( حفاظت اولیه ). بعد در پشت لایه گچبری که طبله کرده از مخلوط : خرده پارچه + چسب + خرده چوب، استفاده می شود و فاصله را پر می کنند ( به این طریق گچ طبله کرده را تثبیت می کنند.)
مرمت تزئینات چوب:
تزئینات چوب بکار رفته در این بنا شامل آثاري مي باشد كه در سقف ايوان و فضاي داخلي عمارت سيد جوادي به كار رفته است. در قسمت ايوان ورودي عمارت سيد جوادي، سطح خارجی این چوبها با رنگ روغن پوشیده شده است. از روغن برزک مي توان جهت استحکام بخشی و ضد آب شدن چوبها استفاده كرد ( باید دقت داشت که روغن برزک کاملاٌ در چوب نفوذ کند ) و سپس روی آنها را با رنگ چوب رنگ زد. همچنین یکی از مطمئن ترین راهها جهت جلوگیری از خوردن چوب توسط موریانه و سوسک چوب، بخوردهی و ضدعفونی کردن چوب در محفظه گاز دی سولفور کربن می باشد.
مرمت تزئینات کاشی :
عوامل آسيب رسان به كاشي به دسته جات مختلف تقسيم مي شودكه در اين جا به بررسي تعدادي از آنها در قالب دو دسته کلی مي پردازيم.
دسته اول آسیب ها: بدلیل فرسودگی موضعی کاشی است که در اثر تماس مستقیم با پدیده ها یا عوامل خارجی بوجود می آید.از آن جمله می توان به:
1- باران.
2- باد به خصوص بادهای شنی.
3- پاخوردگی های ممتد.
4- بسته نبودن خلل و فرج لایه های رویی.
5- نیروی فشار بیش از حد تحمل در کفپوشها.
6- جذب رطوبت هوای مجاور.
7- زندگی موجودات زنده ریز در لابه لای قشرها و حفره ها.
8- تنش های حاصل از تغییر دما.
9- یخبندان.
10- تنشها و لرزشهای ناشی از نیروهای کششی و فشاری.
11- عوامل شیمیایی که بیشتر ملاتها را تحت تاثیر قرار می دهند.
12- عوامل بیولوژیکی و دخالت انسان.
13- گیاهان و بوته های سطحی.
دسته دوم آسیب ها: شامل فرسودگی هایی هستند که از پوسته بیرونی بنا گذشته و نقش سازه ها در آنها دخالت دارد.
1- تاثیرات فضاهای مجاور بنا ( داخلی – خارجی ).
2- تحرک شالوده ای بنا.
3- تغییر شکل مداوم یا لحظه ای استخوان بندی بنا.
4- وارد شدن بار زیاد بر سازه و ترک خوردن.
5- تنش ها و لرزش ها.
حال به توضیح مختصری در مورد برخی از عوامل مهم در آسیب رسانی کاشی می پردازیم:
رطوبت:
مهمترين عامل آسيب رسان به كاشي را مي توان رطوبت ناميد زيرا رطوبت بر اثر اعمال مخرب فيزيكي مكانيكي (يخ زدگي)و اعمال شيميايي به تخريب ساختارهاي كاشي(خشت و لعاب)مي پردازد.
توجه به اين نكته ضروري است كه ارتفاع نصب كاشي كاري در بناها مي تواند در رسيدن رطوبت به كاشي و نتيجتاٌ ميزان آسيب هاي وارده به آن دخيل باشد.اگر كاشي در ارتفاع پايين نصب شود،بر اثر تاثير رطوبت هاي بالا رونده ،كاشي ها در معرض رطوبت قرار مي گيرند و مورد تخريب واقع مي شوند.تخريب هايي كه رطوبت در ارتفاع هاي پايين دارد بيشتر از ارتفاع مياني است چون در ارتفاع مياني رطوبت به كاشي كاري نمي رسد و اين ارتفاع مي تواند ارتفاع مناسبي براي كاشي كاري باشد. ارتفاع بالا مثلاٌ نزديك به رخ بام ها نيز از لحاظ رطوبت وضعيت مناسبي ندارند چون رطوبت هاي نزولات جوي نيز در اين ارتفاع بر كاشي كاري تاثير مي گذارد.
رطوبت در اثر برخورد با كاشي كاري ،با به هم زدن تعادل سيستم كاشي ها به آن صدمه وارد مي سازد و اين بر هم زدن تعادل مي تواند اثر گذاري رطوبت بر ملات پشت كاشي و از بين بردن آن و در نتيجه كاهش اتصال بين كاشي و سطح كار باشدكه بر اثر اين عمل ممكن است كاشي ها از سطح كار جدا شوند و كار تخريب شود و يا اينكه رطوبت با نفوذ به سفال(خشت)كاشي،باعث تغيير رنگ آن و در نتيجه تغيير رنگ و بد منظر شدن كاشي ها شود. از طرفی تابش آفتاب سبب کمرنگ شدن رنگ کاشیها در این قسمت شده است. در بخشهایی که تکه هایی از کاشی افتاده، باید بر اساس طرح و رنگ اصلی مشابه آن را ساخت و در محل آن نصب کرد.
برای محکم کردن کاشی در محل آن می توان از دو روش سنتی و جدید استفاده کرد در روش سنتی می توان از ملات قیروچارو استفاده کرد و در روش جدید می توان از ملات سیمان و چسب کاشی استفاده کرد، البته با توجه به اینکه در اصل کار از ملات سیمان استفاده شده است پیشنهاد می شود که از مواد مشابه و یا چسب کاشی استفاده شود که با کل کار هماهنگ شود.
راه ديگري كه رطوبت مي تواند به كاشيكاري آسيب برساند،نفوذ رطوبت در خلل و فرج زير لعاب و بين خشت و لعاب كاشي است كه در اين موقع بر اثر يخ زدن لعاب از روي خشت كاشي جدا شده و باعث تخريب كاشي مي شود.
تغييرات دما:
تغييرات دما در طول شبانه روز يا در طي فصول سال باعث بروز انبساط و انقباض در كاشي(خشت و لعاب)مي شودكه به دليل تفاوت عكس العمل خشت و لعاب كاشي در برابر اين پديده باعث تخريب مي شود.نمونه ريز ترکهایی که در بخشی از کاشیهای نماي جنوبی دیده می شود می تواند به این علت و حرارت نامناسب در زمان پخت کاشی باشد.
ضربه:
ضربه بر سطح كاشي ها ممكن است باعث شكستن يا پريدگي موضعي لعاب روي كاشي ها شود كه اين امر خود مي تواند تاثير بسزايي در تخريب كاشي ها داشته باشد و از عمر مفيد كاشيها بكاهد.
شوره:
شوره باعث كاهش استحكام كاشي مي شود و ممكن است بر اثر شوره لعاب روي كاشي به صورت پودر در آيد و در اثر سايش از بين برود كه در این حالت بر اثر تماس دست،لعاب روي كاشي از خشت جدا مي شود.همچنين شوره ممكن است باعث تخريب ملات پشت كاشي كاري شود و بر اثر اين تخريب كاشي ها از سطح كار جدا شوند.نمونه آسیب های حاصله از شوره را می توان به میزان محدود در تعدادی از کاشیهای نماي ایوان جنوبي مشاهده کرد.
تاثير محل استفاده از كاشي در نوع آسيب :
فضاي استفاده خود در بر گيرنده عوامل آسيب رسان زيادي است مثل رطوبت،شوره،دما و حرارت و…كه اين فضا با نوع آسيب وارده به كاشي ارتباط مستقيم دارد. مثلا اگر يك كاشي در گرمخانه يك حمام نصب شود،شرايطش با كاشي كه در گنبد يا حياط يك مسجد نصب شده است به كلي تفاوت مي كند.
لعاب كاشي:
لعاب كاشي از لحاظ درجه حرارت پخت،رنگ و …مي تواند بر عمر كاشي تاثير گذار باشد.مثلا اگر لعاب كاشي در درجه حرارت لازم پخته نشود ممكن است بعد از مدتي به صورت پولك پولك از سطح كاشي جدا شود و اين امر مي تواند باعث تخريب كاشي ها شود.و يا اينكه اگر به عنوان مثال يك لعاب كاشي سفيد رنگ داشته باشيم،به دليل اينكه ميزان بيشتري از نور خورشيد را بازتاب مي كند،در برابر تابش نور خورشيد كمتر گرم مي شود و در مقايسه با يك كاشي داراي لعاب تيره از نور خورشيد آسيب كمتري خواهد ديد.
لعاب كاشي از لحاظ ميزان جفت و جور شدن بر روي خشت كاشي نيز مي تواند باعث افزايش عمر كاشي گردد.
به عنوان مثال كاشي هاي جسمي به علت دارا بودن شيشه و سنگ چخماق در خميره خود،داراي مقاومت بيشتري نسبت به انواع ديگر مي باشد و اين امر به دليل سيليسي بودن هر دو ماده(لعاب و خشت)مي باشدكه با يكديگر داراي سنخيت بسياري مي باشند.میزان آسیب دیدگی کاشیهای معرق که از نوع کاشیهای جسمی می باشند کمتر از کاشیهای خشتی یا هفت رنگ می باشد.
خشت:
خشت كاشي به عنوان پايه لعاب و طرح در كاشي مهمترين قسمت آن مي باشد زيرا نقش رابط بين ملات و لعاب و نقش را دارا مي باشد.
جنس خشت در ميزان عمر مفيد كاشي موثر است چون هر چه خشت از استحكام بيشتري برخوردار باشد،به همان نسبت در مقابل عوامل مخل و آسيب رساننده كمتر صدمه مي بيند و كاشي سالمتر باقي مي ماند.به عنوان مثال اگردرساخت خشت دقت لازم به عمل نيايدممكن است دانه هاي شني آهكي درخميرآن زيادباشدكه اين دانه ها در موقع پخت تبديل به آهك شكفته شده كه بعد از نصب روي كار بر اثر تركيب با رطوبت تبديل به آهك زنده مي شوند و به صورت آسيب آلوئك در روي كاشي ها ظاهر مي شود.و يا اينكه اگر خشت در زمان پخت به اندازه لازم حرارت نديده باشد ،به صورت خشت نيم پخت از كوره خارج ميشود و اين باعث مي شود كه كيفيت و عمر كاشي كاهش يابد.
حرارت:
حرارت در مرحله پخت كاشي بسيار مهم است چون اگر حرارت به ميزان كافي باشد،ما يك كاشي خوب كه بين خشت و لعاب آن اتصال خوب و محكمي برقرار است خواهيم داشت.در غير اين صورت كاشي حاصل نامرغوب است و در اثر كوچكترين ضربه و تغييرات دمايي از بين مي رود و تخريب مي شود.نمونه ريز ترکهایی که بر روی برخی از کاشیهای نماي جنوبي عمارت سيد جوادي دیده می شود علت آن می تواند حرارت نامناسب در زمان پخت و تغییرات دما در طی زمان باشد.
مرمت کاشی به 2 صورت انجام می گیرد:
1- مرمت جزئی:
هنگامی که یک یا چند قطعه محدود آسیب دیده اند از مرمت جزئی استفاده می کنیم. در این روش قسمت هایی را که کاشی افتاده و یا از بین رفته را با گچ و خاک می پوشانند و این عمل معمولاٌ 5 تا 10 میلی متر عقب تر از سطح کاشی ها انجام می گیرد، بعد بین کاشی سالم و سطح گچ و خاک اریبی ایجاد می کنند، تا رطوبت به کاشی صدمه نرساند.
می توان بر روی سطح گچ و خاک خطوط اصلی کاشی را ایجاد کرد تا نشان دهد که کار مرمت صورت گرفته است، در این روش گچ و خاک هم سطح کاشی دیوار کشیده می شود.
2- مرمت کلی:(مرمت در یک محدوده وسیع )
در مرمت کاشی گاهی از کاشی جدید در عمق کم و رنگمایه کمتر استفاده می شود.
- برای پاک کردن کاشی می توان از آب و صابون و اسیدهای رقیق استفاده کرد.
- بهترین ملات برای کاشیکاری، ملات قیر و چارو است.
- چسب خوبی هم که برای چسباندن کاشی مورد استفاده قرار می گیرد، سیان آکریلات نام دارد.
استحکام بخشی کاشی ها نیز با رزین های پلاستیکی صورت می گیرد. این رزین ها را به کاشی تزریق می کنند، تا کاشی اشباع شده و آب درون کاشی نفوذ نکند.












